تبليغاتX
شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!


شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!

درد و دل
آثار تاريخي يك عاشق
موضوعات
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
سلام دوستای گلم.وبلاگم را عوض کردم و این وبلاگ را می خوام بکل پاک کنم چون خاطره خوشی ازش ندارم.آدرس جدید لینک زیر هستش.به امید فردایی زیباتر.

اشک مهتاب


نويسنده: غریبه مورخ: یکشنبه 26 خرداد1387 در ساعت: 10:31 PM
|+|
هر قصه یک ترانه
               هر ترانه خاطره ای دیگر
                                                هر عشق یک ترانه ی بیدار است............

....من شعر می نویسم
 تو با ترانه های عاشق من ، عاشق
تو با ترانه های تشنه ی من ، دریا
                                 بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی
تو گریه می کنی
تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه کرده
                   یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی
یا با ترانه های من بر لب
                  در مصاف جلادان به مسلخ خویش می شتابی
یعنی که با منی
                      دیروز
                             امروز
                                     تا هنوز و همیشه ...
ایا زبان متشرک این نیست ؟
                        آن زبان تازه که می گفتم ؟
                                                ایا زبان مشترک این نیست ؟

اردلان سرفراز


نويسنده: غریبه مورخ: دوشنبه 8 بهمن1386 در ساعت: 10:27 AM
|+|
می خواهم بدانم............
می خواهم بدانم عشق چیست؟در جستجوی معنی عشقم.... عشق یعنی چه؟

عشق یعنی جان سپردن...عشق یعنی رفتن وهرگز نبودن... عشق یعنی بودن وسوختن... عشق یعنی ماندن وساختن... عشق یعنی اینکه من هستم.........!!!

سرگردان..بودن یا نبودن..ساختن وسوختن وماندن..هیچ نگفتن..عشق یعنی آتشی که من درآن میسوزم..سرنوشتش کجاست؟؟؟ تا ناکجا آباد.........!!!!***

که میداند چه خواهدشد؟ که میداند که اندرخم این کوچه های تنهایی...شوق وصال کجاست؟؟!!

لحظه ای باید ماند..تا ابد باید رفت...

گربمانی در پس این کوچه پس کوچه های غربت که عاشقی برایت برجا گذاشته خواهی ماند..پس برو...

میدانم.. پای رفتنت نیست.شوق ماندن داری. میدانی پایانی نیست اما میمانی.

دل کوچم بدون عشق میمیرد..جسمم باقیست.کجا رها کنم این جسم خسته وبی توان را؟؟؟؟!!!

دیگر نه نای ماندن دارم نه پای رفتن. درگردابی غرق شدم که همچنان دارد می چرخد. نمی ایستد.

گاهی به عمق می روم وگاهی به سطح می آیم.

اما ناله و نوایم این است..................

خدایا چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نويسنده: غریبه مورخ: چهارشنبه 19 دی1386 در ساعت: 11:37 AM
|+|
زندگی یعنی همین

زندگی یعنی همین.آره گاهی خنده.گاهی گریه.بالاخره نه ادی موندگاره نه غم.اما بعضی غم ها هستن که پشت آدمو خم می کنن وبعضی شادی ها هستن که تا هستن آدم احساس ارزش می کنه.از دست رفتن عزیزان غم سنگینیه.اما وقتی یکی هست که همدمت هست نمیذاره غصه بخوری.خنجر از پشت زدن هم غم بزرگیه.ای کاش زخم زبون ها ونارفیقی هاشونو جلو خود آدم نشون میدادن اما رسم زمونه این نیست.عاشق شدن یه شادیه با تمام غم هایی که به دنبال داره.شاید یه وقتی به یکی از سر عادت یه چیزایی بگی اما با چند روز دوری میفهمی که چه خطایی کردی واین فقط یه عادت بوده.اگه توجه کرده باشین اونایی که واقعاْ عاشقند همیشه خدا همراهشونه ومواظبشون.ومن اینو احساس کردم.با همه مشکلاتی که خودم برای خودم به وجود آوردم که شاید هیچ وقت جبران نشه واونم توکل به خدا از هر لحاظی هردومون در امانیم.عشق خیلی قشنگتر از اون چیزی هست که بشه درکش کنن.وقتی یکی باشه که به دور از تعنه وکنایه وتحقیر فقط دوستت داشته باشه ودرکت کنه.ادامه دارد..............................................

 


نويسنده: غریبه مورخ: دوشنبه 10 دی1386 در ساعت: 11:14 AM
|+|
زندگی

آدما گاهي مجبور به نوشتن ميشن.يا خيلي شادن كه ميخوان اين خاطره قشنگ

براشون بمونه يا خيلي غمگينند كه ميخوان با يكي حرف بزنن اما همرازي

ندارن وميخوان خودشونو يه جوري خالي كنن.شما جزو كدوم گروهين؟؟؟

چندروزيه خيلي احساس غربت مي كنم.فكر ميكنم يه مسافرم كه ميخواد

 بره ونبايد دل به اطرافش ببنده.فكر ميكنم وقت سفر نزديكه. كاش اينجور

 بود. آخه ميدونين من بيشتر كساني را كه دوستشون داشتم به اين سفررفتن.

خوب منم تا جوونم وبار گناهم سنگين نشده برم.شايد اين وصال شيرين ترباشد.

از دنياي اطرافم خسته شدم.حتي از خوبيهاش. خوبي هايي كه پشت پرده اي

پرازخيانت درونش نهفته است.

تا كي براي يه لقمه نون از صبح تاشب بايد سگ دو زد؟

تا كي به يكي اعتماد كني وبهت خيانت كنه؟

تا كي يكي بياد جلوت چاپلوسي كنه بعدم چنان زيرآبت را بزنه كه نفهمي

از كجا خوردي؟

ايكاش آنچه بود ميگفت وخودشم نمكشو زياد نمي كرد.

تاكي بشيني آب شدن اطرافيانتو از غمهايي كه دنيا بهشون هديه داده ببيني؟

تا كي بغض برادرتو وقتي توچشمات نگاه مي كنه واز خوبيهاي بابا حرف

ميزنه تحمل كني؟

تا كي بشيني وآه زني را ببيني كه عاشقانه همسرش را دوست داشته وحالا

هرلحظه آرزوي مرگ ميكنه؟

تا كي وقتي پا به گورستان ميذاري ببيني در طول يك هفته چندين گورپرشده

وبه چشم برهم زدني همه شان پر ميشود ؟

تاكي ترس ولرز داشته باشي كه آينده چي ميشه وچي قراره سرت بياد؟

تاكي شب ها به دورازچشم دنيا ساعت ها اشك بريزي وبا گونه اي خيس بري

به بستر به اميد اينكه شايد فردا روزي متفاوت ازامروزباشد اما فردا پاشي ببيني

هيچ فرقي نكرده ودنيا همون دنياي پست ونامرد ديروزيه...

به خدا توكاردنيا موندم. نميدونم دنيا پسته يا ما پرتوقع.مگه ما بجزيه زندگي

 آروم وبي دغدغه با وجود همه سگ دوئي هاش چي ميخوايم.

مگه ما ميگيم خدايا نوكرتم پول وعشق وثروت وخونواده و...،بالاخره هرچي

 تودنيا هست را يه دفعه قُلُپ بكن تو يه كيسه از اون بالا برامون بفرست؟

نه به خدا.به خودش قسم نه.زحمت وكار باعث پيشرفت آدمه.

پول بي زحمت لذتي نداره.

عشق بي دلهره ومشكل قشنگي نداره.

همه اينا رو به جوون ميخريم.فقط از نااميدي ويكنواختي وغم بيزاريم.همين.

خدایا ازدام دنیا نجاتم بده وکمکم کن

 

 


نويسنده: غریبه مورخ: پنجشنبه 22 آذر1386 در ساعت: 10:55 AM
|+|
H.I.V & AIDS

HIV چيست ؟

 HIV مخفف ""Human Immunodeficiency Virus  به معني "ويروس نقص ايمني انسان" مي‌باشد.  ويروس ، يك ذره زنده خيلي كوچك است كه مي‌تواند تكثير و پخش شود اما براي زندگي نياز به موجود زندة ديگري دارد. وقتي ويروس، سلولي را آلوده كند شروع به تكثير در داخل آن سلول مي‌كند كه در نهايت منجر به آسيب آن سلول مي‌شود.  

انسان مي‌تواند توسط فرد ديگري كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نيز مي‌تواند    بقيه افراد را آلوده كند و بر اين اساس HIV منتشر مي‌شود.

به فردي كه به HIV آلوده است HIV)  +HIV مثبت)  اطلاق مي‌شود.

(سيستم ايمني، گروهي ازسلولها و ارگانها هستند كه بدن را در برابر ويروسها و عفونتها محفاظت مي‌كنند.)

چرا HIV خطرناك است ؟

 اگر سيستم ايمني بدن به ويروسها حمله مي‌كند و آنها را مي‌كشد پس مشكل چيست ؟

ويروسهاي مختلف به سلولها و بافتهای مختلفي از بدن حمله مي‌كنند.  برخي ويروسها به پوست، برخي به دستگاه تنفسی و حمله مي‌كنند.  چيزي كه HIV را اين چنين خطرناك كرده اين است كه HIV به خود سيستم  ايمني حمله مي‌كند. سيستم ايمني، گروهي ازسلولها هستند كه بدن را  در برابر انواع عفونتها محفاظت مي‌كند و بدون آنها٬ توانايي بدن براي مبارزه با نواع عفونتها تضعيف مي‌شود. لذا وقتی ويروس HIV وارد بدن فردی شود به  تدريج قدرت دفاعی بدن وی ضعيف می شود و اين فرد در برابر انواع بيماريها و               عفونتها حتی آنهايی که در حالت عادی بيماريزا نيستند آسيب پذير میگردد.

اين روند قابل رؤيت نيست و راهي وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئيم كه  آيا به HIV مبتلا هستند يا خير٬  ولي آزمايش خون مي‌تواند پس از چند ماه از اولين تماس، ويروس را در خون آشكار كند.

افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتي خودشان ندانند که آلوده هستند.

ايدز چيست ؟

 ايدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معني  سندرم نقص ايمني اكتسابي مي‌باشد.

وقتی سيستم ايمني آسيب ببيند، نه تنها در برابر ويروس HIV (كه در آغاز به آن  صدمه زده) بلكه به نسبت به بقيه عفونتها هم آسيب پذير مي‌شود و ديگر قادر به  كشتن ميکربها و ويروسهايي كه قبلاً برايش مشكلي ايجاد نمي‌كردند نيست و لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بيشتر و بيشتر بيمار مي‌شوند و معمولاً سالها            پس از آلودگي به يكي از بيماريهاي خاص٬ شديداً مبتلا مي‌شوند و در اين زمان گفته مي‌شود كه آنها به ايدز مبتلا شده‌اند. بنابراين  زماني كه فرد آلوده به ويروس HIV  براي اولين بار به يك بيماري جدي مبتلا شود و يا وقتي كه تعداد سلولهاي ايمني باقيمانده در بدن او از حد معيني كمتر شود، مبتلا به بيماری ايدز در نظر گرفته             می شود.

  ايدز يك مرحله كاملاً جدي است كه بدن، دفاع بسيار كمي در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ويروس HIV ، الزاما مبتلا به ايدز نمی باشد اما در طول مدت آلودگی خود، می تواند ديگران را آلوده کند.

چه مدت طول مي‌كشد تا HIV به ايدز تبديل شود؟

بدون درمان دارويي، بطور متوسط طي 10 سال آلودگی به ويروس HIV به سمت ايدز پيش مي‌رود که البته اين مدت 10 سال براي فردي است كه تغذيه مناسبی دارد. اما فردي كه در منقطه فقيرنشين است  و بخوبي تغذيه نمي‌شود ممكن است بسيار سريعتر به سمت ايدز و نهايتاً مرگ پيش برود.

درمان دارويی ضد ويروس مي‌تواند مدت زمان بين آلودگي با HIV و شروع ايدز را طولاني تر كند. داروهاي جديدي بوليد شده‌اند که با مصرف آنها، فرد آلوده به HIV  مي‌تواند مدت زمان طولاني قبل از ايجاد ايدز زندگي كند. اما اين دارو‌ها بسيار گران و کمياب بوده و در بسياري از كشورهاي فقير در دسترس نیست و آلوده شدگان در این کشورها٬ سریعتر به سمت مرگ پيش مي‌روند.

 

    >> چگونه منتقل مي‌شود؟  <<    

 

HIV در خون و ترشحات جنسي فرد مبتلا  و نيز شير پستان زن آلوده، يافت مي‌شود.

HIV‌ هنگامي منتقل مي‌شود كه مقدار كافي از اين ترشحات به بدن فردي برسد

 راههاي مختلفي كه فرد مي‌تواند به HIV مبتلا گردد عبارتند از:

 

1 -  رابطه جنسي بدون محافظت با فرد آلوده

 

رابطه جنسي بدون كاندوم خطرناك است چراکه ويروسي كه در ترشحات جنسي فرد آلوده وجود دارد مي‌تواند بطور مستقيم به بدن شريك جنسي‌اش منتقل گردد. اين موضوع در مورد تماس مقعدی ((anal sex هم صادق است.

(Oral sex)تماس جنسی دهانیخطر كمتري دارند ولي اگر يك شريك جنسي خونريزي لثه يا زخم باز هر چند كوچك در دهانش داشته باشد و كاندوم استفاده نشود HIV مي‌تواند منتقل شود

2 تماس با خون فرد آلوده

اگر خون به ميزان كافي از فرد آلوده به بدن فرد غير آلوده وارد شود مي‌تواند ويروس را به او منتقل كند. 

3- سرايت از مادر حامله آلوده به جنين در داخل رحم و يا از شیرمادر آلوده به كودك
ويروس HIV از مادر آلوده به كودك ممكن است در دوران حاملگی، هنگام وضع حمل يا كمی بعد از زايمان انتقال يابد.

HIV مي‌تواند در شير پستان زن آلوده وجود داشته باشد و به نوزادش منتقل شود اما با وجود داروهاي خاص٬ شانس اين انتقال بسيار كاهش مي‌يابد هر چند در بسياري از كشورهاي در حال پيشرفت و فقير، چنين داروهايي در دسترس نيست. 

 

4 استفاده از محصولات خوني آلوده

در گذشته بسياري از افراد از طريق انتقال خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده٬ به HIV مبتلا مي‌شدند در حال حاضر در اكثر نقاط جهان خونهاي اهدايي، آزمايش مي‌شوند و خطري در اين زمينه وجود ندارد.

5 داروهاي تزريقي 

افرادي كه بصورت غير قانوني داروي تزريقي استفاده مي‌كنند نيز نسبت به عفونت HIV آسيب پذير هستند  (مثل معتادان تزريقي، كه بصورت مخفيانه و غير قانوني عمل كرده و معمولاً سرنگي براي تزريق در دسترس ندارند و از سرنگ مشترك استفاده مي‌كنند.)

 

افسانة ها وپندارهای غلط درباره HIV :

در اقسا نقاط جهان افسانه‌هاي گوناگوني دربارة HIV و ايدز وجود دارد كه تعدادي از آنها در ذيل آورده شده‌اند.

« داشتن رابطه جنسي با دختر باكره مي‌تواند HIV را شفا دهد!»

اين افسانه در بخشهايي از آفريقا متداول است و كاملاً غلط است اين اسطوره سبب تجاوز به بسياري از دختران جوان و كودكان توسط مردان HIV مثبت شده است كه اغلب آنها را هم آلوده ساخته است.

تجاوز هيچ بيماري را درمان نمي‌كند و اين مسئله يك جنايت جدي در سراسر جهان است.

 

« HIV مختص مردان همجنس باز، سياهپوستان، افراد جوان و است ! »

اين افسانه هم غلط است ، اغلب كساني كه به HIV آلوده شوند حتي تصور اينكه ممكن است آنها آلوده شوند را هم نداشتند.  كه البته اشتباه فكر مي‌كردند.

 

« HIV مي‌تواند از طريق لاتكس كاندوم عبور كند

. برخي تصور مي‌كنند كه چون ويروس بسيار كوچك است مي‌تواند از طريق سوراخهاي موجود در لاتكس استفاده شده در كاندوم عبور كند لازم به ذكر است اين تصور اشتباه مي‌باشد. لاتكس موجود در كاندوم، HIV را مسدود مي‌كند همانطور كه اسپرم را مسدود مي‌نمايد و مانع از حاملگي مي‌شود. 

رابطه جنسي ايمن (safe sex) يعني چه ؟

رابطه جنسي ايمن اشاره به فعاليت جنسي دارد كه سبب انتقال خون يا ترشحات جنسي از يك شريك جنسي به طرف مقابل  نشود. اگر 2 نفر رابطه جنسي ايمن داشته باشند حتي اگر يكي از آنها آلوده باشد، احتمال اينكه فرد ديگر مبتلا شود وجود ندارد از نمونه‌هاي رابطه جنسي ايمن مثلاً :

1- نداشتن رابطه جنسي كه اصطلاحاً پرهيز جنسي (abstinence) ناميده مي‌شود

2- پرهيز جنسي تا زمان ازدواج  و پايبند باقی ماندن نسبت به همسر٬ پس از ازدواج . (كه البته اين روش خوبي براي اجتناب از آلودگي با HIV است به شرطی که همسر آنها هم وفادرا باشند و آنها را آلوده نكند.)

رابطه جنسي ايمن‌تر  (safer sex) يعني چه ؟

رابطه جنسي ايمن‌تر به فعاليتهاي جنسي اطلاق مي‌شود كه ريسك كمي از عفونت با HIV‌ دارند.

رابطه جنسي ايمن‌تر اغلب به معناي استفاده از كاندوم حين رابطه جنسي است.

وقتي كاندوم بطور صحيح استفاده شود بعنوان سد فيزيكي عمل مي‌كند و از انتقال ترشحات آلوده به جريان خون فرد ديگر جلوگيري مي‌‌كند.

آيا بوسيدن خطرناك است ؟

بوسيدن گونهٴ فرد مقابل٬ كه بعنوان بوسيدن متداول اجتماعي شناخته مي‌شود هيچ خطري براي انتقال HIV ندارد. بوسة عميق يا همان بوسه با دهان باز (French kiss) ريسك بسيار پائين در انتقال HIV دارد بخاطر اينكه HIV در بزاق وجود دارد ولي در ميزان كم به تنهائي منجر به عفونت HIV نمي‌شود.

 

 آيا چيزي مي‌تواند HIV ايجاد كند ؟ 

خير؛ HIV خلق نمیشود. بعنوان مثال٬ رابطه جنسي بدون محافظ تنها در صورتي خطرناكست كه يك شريك جنسي با ويروس آلوده باشد. اگر شريك جنسي شما HIV منفي است هر نوع رابطه و فعاليت جنسي بين شما نمي‌تواند سبب آلودگي شما به HIV گردد، بعنوان مثال داشتن رابطه تماس مقعدی  (anal sex) نمي‌تواند HIV خلق كند و يا بعنوان مثال شما بوسيلة masturbation (استمنا) به HIV آلوده نخواهيد شد.

 خطر در تماس های جنسی بيشتر درعدم شناخت کافی سوابق خونی شريک جنسی شماست. در هر صورت برای اطمينان از کاندوم استفاده کنيد. مگر تا زمانی که مطمئن باشيد که هيچ کدام از شما شريک جنسی ديگری ندارد و قبلاً آلوده به ويروس نشده است.

 

 

 

 

علائم بيماری چگونه ظاهر می شود؟

با کاهش قدرت سيستم دفاعی٬ به مرور زمان بدن آمادهٴ ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ،‌ تبهای طولانی ، کاهش وزن ،‌ اختلالات شخصيتی ،‌ بيماريهاي مغزی و پوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد.
 

علائم آلودگی با HIV بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود.
این مراحل عبارتند از: ‪

 

مرحله عفونت اوليه HIV : (مرحله اول)

اين مرحله چند هفته طول مي‌كشد و معمولاً با يك حالت شبيه سرماخوردگي كه بلافاصله بعد از عفونت رخ مي‌هد همراه است اين حالت شبيه سرماخوردگي گاهي اوقات تحت عنوان حالت seroconversion  ياد مي‌شود. (علائمی نظیر تب، گلودرد، بزرگی غدد لنفاوی، درد مفاصل و عضلات ، سر درد، ضعف و بی حالی، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ، كاهش وزن، اسهال و گاهی دانه های جلدی و یا تظاهرات عصبی)

در حدود 20% موارد علائم به گونه‌اي است كه فرد به پزشك مراجعه مي‌كند ولي معمولاً تشخيص داده نمي‌شود و حتي اگر تست HIV آنتي بادي در اين موقع انجام شود ممكن است هنوز مثبت نباشد.

طي اين مرحله مقدار زيادي HIV در خون محيطي فرد وجود دارد و سيستم ايمني با توليد پادتن ها (آنتي بادي ها)، و لنفوسيتهاي سلول كش (لنفوسیتهای سيتوتوكسيك) شروع به پاسخ در برابر ويروس مي‌كنند.

از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی كه نشانگر آلودگی فرد است حدود 2 تا 12 هفته و گاهی تا 16 ماه طول می كشد.

 

درصد فراوانی علایم اصلی مرحله حاد آلودگی اولیه با HIV در جدول زیر آورده شده است:

 

فراوانی

نشانه

80%

تب

51%

دانه های پوستی (راش)

37%

زخمهای دهان

54%

درد مفاصل

44%

التهاب گلو (فارنژیت)

54%

بی اشتهایی

32%

کاهش وزن بیشتر از 2.5 کیلوگرم

68%

کسالت و بی حالی

49%

دردهای عضلانی

46%

تب و راش پوستی

 

مرحله بدون علامت باليني (مرحله دوم)

اين مرحله بطور متوسط 10 سال طول مي‌كشد و همانطور كه از نام اين مرحله پيدا است، خالي از هر علامتي است هرچند ممكن است غدد متورم لنفاوي هم وجود داشته باشند (لنفادنوپاتي). سطح HIV در خون محيطي به سطح بسيار پائيني كاهش مي‌يابد ولي بیماری همچنان مسري است و آنتي بادي HIV در خون قابل ارزيابي است.

تحقيقات اخير نشان داده است كه HIV طي اين مرحله غير فعال نيست و در غدد لنفاوي بسيار فعال است. تعداد زيادي از سلولهاي T- helper آلوده شده و مي‌ميرند و ويروس فراواني توليد مي‌شود.

تست آزمايشگاهي جديدي وجود دارد كه مقدار ناچيز HIV كه از غدد لنفاوي آزاد مي‌شود را اندازه مي‌گيرد اين تست HIV-RNA را اندازه مي‌گيرد (RNA ماده ژنتيكي HIV مي‌باشد) این تست را تست بارگيري ويروس (viral load test) مي‌گويند که نقش بسيار مهمي در درمان آلودگی با HIV دارد.

 

مرحله علامتدار عفونت HIV (مرحله سوم)

با گذشت زمان، سيستم ايمني توان خود را از دست مي‌هد كه به 3 دليل عمده زير است.

1 بافتها و غدد لنفاوي بدليل سالها فعاليت، آسيب مي‌بينند  

2  و HIV جهش پيدا مي‌كند و آلوده كنندگي‌اش تشديد مي‌شود بعبارت ديگر براي تخريب سلولهاي  ،T- helper قويتر و متنوعتر ميشود

3 بدن توانايي جايگزيني سلولهاي T – helper از دست رفته را ندارد.

با ايجاد نقص در سيستم ايمني، علائم بوجود مي‌آيند که در آغاز بسياري از علائم خفيف هستند. ولي با تحليل سيستم ايمني، علائم تشديد مي‌شوند.

 

پيشروي از HIV تا AIDS

با آسيب بيشتر سيستم ايمني، بيماري به سمت بدتر شدن پيش مي‌رود تا اينكه تشخيص ايدز مطرح شود. در حال حاضر در انگلستان تشخيص ايدز وقتي تأييد مي‌شود كه فرد HIV مثبت تعداد خاصي از عفونتهاي فرصت طلب يا سرطانها را بروز مي‌دهد اگر چه فرد HIV مثبت مي‌تواند بشدت بيمار باشد ولي تشخيص ايدز نداشته باشد.   

 

آيا درماني وجود دارد؟

متاسفانه مطالعات نشان مي‌دهد كه بسياري از افراد گمان مي‌كنند كه براي ايدز درماني وجود دارد كه منجر مي‌شود كه آنها احساس امنيت داشته و ريسك بيشتري بكنندکه البته آنها در اشتباهند. هنوز هيچ درمان قطعی براي ايدز بوجود نيامده است. تنها درمانهاي دارويي ضد ويروس وجود دارد كه پيشرفت HIV به سمت AIDS را آهسته‌ تر ميكند و در اين حالت فرد چند سال مي‌تواند زندگي سالمي داشته باشد.

-    در برخي موارد، درمان ضد ويروس چس از چند سال تأثير خود را از دست مي‌دهند و در برخي موارد ديگر فرد از AIDS بهبود مي‌يابد ولی با HIV براي دهه‌ها زندگي مي‌كند ولي اين افراد مجبورند كه براي تمام عمر روزانه داروهاي قوي مصرف كنند كه گهگاه با عوارض جانبي ناخوشايند همراه است.

-    هنوز هيچ راهي براي درمان قطعي HIV وجود ندارد و تا اين لحظه تنها راه ايمن باقي ماندن، آلوده نشدن است.

 

منبع:آموزش همگانی ایدز


نويسنده: غریبه مورخ: سه شنبه 13 آذر1386 در ساعت: 11:41 AM
|+|
زندگی دوباره

سلام دوستای گل من.یه سلام دوباره بعد از ۶ ماه دوری.میچسبه این سلام بهم.خیلی خوشحالم که تونستم بیام دوباره.

نکنه یادتون رفته باشه غریبه ای هم یه زمانی بوده.من که شما را یادم نرفته.انشاءالله اگه خدا بخواد دوباره مینویسم اما متفاوت.چون او که من دوستش دارم ومن اورا نیز یافتم.داشتمش اما بهش توجه نمیکردم اما حالا میبینم ارزشش بیشتر از هرکسی هست.

شاید مرگ پدرم من رو سر عقل آورد وتمام بچگی ها رو گذاشتم کنار ودل به کسی بستم که همونطور که اگه نباشه دق میکنم اگه نباشم حال بهتری از من نداره.

خوب زیاد حرف نمیزنم.انشاالله دفعه بعد.قربون همتون برم.خدانگهدارتون.


نويسنده: غریبه مورخ: یکشنبه 4 آذر1386 در ساعت: 11:18 AM
|+|
خداحافظی
سلام يا شايدم خداحافظ.اما ادب ميگه اول بگم سلام.خوبين دوستاي گلم؟؟؟ من كهاصلا خوب نيستم.حال خوشي برام نمونده.آخه دو ماهي هست كه بزرگترين تكيه گاهم رو از دست دادم.اميدوارم تو سن وسال من اين اتفاق كسي براش نيفته.خوب حرف زيادي واسه گفتن ندارم همينقدر كه بگم حلالم كنيد.ميرمشايد يه روزي دوباره برگشتم.نميدونم.هر چي سرنوشت بخواد.راستي يه صحبت هم با عاشق سرگشته.منو ببخش .نميتونم سد راهت بشم تو برو پي سرنوشتت.هر چي خدا بخواد.اگه قسمت باشه ميشه.اما به خاطر من صبر نكن.امیدوارم منو درک کنی.هر چي خدا بخواد. از دوستای گلم مونا/داداش سعید/روشنک/مهتاب/داداش منصور/داداش احمد و دلنوشته و همه کسایی که منو در جمع وبلاگی و دوستی خودشون پذیرفتن ممنونم و دوسشون دارم.فراموشتون نمیکنم.خوب دوستاي گلم تا يه مدت خدانگهدارتون.مواظب خودتون باشين.

پدر جان ياد آن شبها كه ما را شمع جان بودي

ميان نا اميديها چراغ جاودان بودي

برايت زندگاني گرچه يكسر رنج و سختي بود

بنازم همتت بابا كه تا بودي صبور و مهربان بودي.


نويسنده: غریبه مورخ: دوشنبه 1 مرداد1386 در ساعت: 5:0 PM
|+|
عشق یعنی....

عشق يعني سوختن يا ساختن                 عشق يعني زندگي را باختن        

 

عشق يعني انتظار و انتظار                   عشق يعني هرچه بيني عکس يار

 

عشق يعني ديده بر در دوختن                عشق يعني در فراقش سوختن

 

عشق يعني لحظه هاي التهاب                عشق يعني لحظه هاي ناب ناب


نويسنده: غریبه مورخ: شنبه 11 فروردین1386 در ساعت: 12:16 PM
|+|
؟؟؟×××؟؟؟

   سلام.همون بهونه ی همیشگی واسه شروع یه عالمه حرف.اول کلام عید باستانی     روبهتون تبریک میگم و از اینکه لیاقت داشتم یه بهار دیگه رو تجربه کنم خدای رحمانو شاکرم.انشاالله سال خوبی را شروع کرده باشین و خدای رحیم پشت و پناهتون  باشه.از اینکه به موقع نیست تبریکم شرمسارم اما خداشاهده چندین بار شروع به نوشتن کردم و به پایانشم رسوندم اما مثل این نویسنده های تازه کار که پشت سر هم کاغذ رو باطله میکنن منم به آخر که میرسید همشو پاک میکردم(البته ما هم قد نویسنده ها نیستیم اما به فرض محال شما حساب کنین که منم یه روز نویسنده بشم) .            تا حالا شده تو یه دوراهی گیر بیافتی وندونی کدوم راه رو انتخاب کنی؟هر دو راه یه حسنهایی دارن یه مضراتی.به خدا کلافه شدماز یه طرف نمیتونی گذشته و عشقتو مثل یه جنس کهنه بریزیش دوراز طرفی نمیتونی به اشکهای یکی که بهت محتاجه جواب رد بدی .اگه اولی را انتخاب کنی مجبوری روی تمام آرزوهات وچیزهایی که عمریه تو ذهنت پرورششون دادی پا بذاری اگه دومی را انتخاب کنی دل یه آدمو میشکنی وباعث میشی نا اُمیدی تو دلش خونه کنه.

شما باشین چه میکنید عاشقتونو انتخاب میکنین یا معشوقتونو؟   آینده ی روشن خودتونو انتخاب میکنین یا زندگی رو به یکی هدیه میکنین و با تمام بدیهاش میسازین وتمام علایقتونو میبوسین و میذارین کنار؟

خواهش میکنم بهم بگین...نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

ای کاش بازمیگشتی .به خدا تو را با تمام داروندارت میخواهم.من فقط عطر وجود خودت را میخواستم و میخواهم .با تو دیگه هیچ سختی را نباید تحمل کنم .گلم باز گرد.لایق خود را نمیخواهم.تو را میخواهم.


نويسنده: غریبه مورخ: سه شنبه 7 فروردین1386 در ساعت: 11:44 PM
|+|
بدون شرح

می روم:

.کسی را می جستم از جنس خود که او را قبله سازم و روی به او آورم,زیرا از خود ملول شده

 

 بودم.تا تو چه فهم کنی از این سخن که میگویم:از خود ملول شده بودم؟

 

شمس به قونیه رسیدو شب را در خان برنج فروشان فرود آمد.او صبح روز بعد از کاروانسرا

 

بیرون آمد و در دکه کنار در کاروانسرا نشست.مولانا نیز به آن سو میرفت.این دو همدیگر را

 

 برای چند لحظه دیدند و ناگهان در سکوتی ژرف,حادثه ای عظیم اتفاق افتاد.

 

طوفان شمس,کشتی زندگی مولانا را,همچون پر کاه,دستخوش امواج سهمگین دل دریایی خود

 

 ساخت.مولانا که فقیه بود و زاهد و صاحب منبر,عاشق و کف زنان و ترانه خوان شمس پرنده

 

 شد.اکنون دیگر,سجاده نشین کوی یاران,بازیچه ی کودکان کوچه و خیابان شده بود. دیدار این

 

 مرغابی مهاجر, از فقیه و مفتی و واعظ سی و هشت ساله قونیه,مولانایی را به دنیا آورد که به

 

 جای تسبیح وسجاده و درس وبحث,در خیابانها می گشت,غزل میخواند,دست می افشاند,چرخ

 

 می زد,آواز میخواند و می رقصید.دیوانه از قفس پریده بود.این راز همیشگی عرفان است.

 

تو,در سکوت,به پیر و استاد خویش خیره می شوی وناگاه,حقیقتی عظیم,بی انکه کلمه ای بر

 

 زبان جاری شده باشد,به تو منتقل میشود.ذهن,از این راز سر در نمی آورد.سکوت دل,دری را

 

 به راهی می گشاید که به شناخت خویشتن خویش می انجامد.شما دوست دارید آن چه را که در

 

 دل می دانید,در جامه فاخر کلمات نیز ببینید.اما هیچ کس,در جامه فاخر کلمات,رازهای دل را

 

 نمیبیند.کلمات,پوشاننده رازهای دل اند.آن چه در جامه کلمات,خود را نشان میدهد,فلسفه

 

 است,نه تجربه های ناب عرفانی.فلسفه چیزی جز کلمات و مفاهیم نیست.عرفان,اما,دنیایی

 

دیگراست

      (کلمات پوشاننده ی رازهای دل اند)              

   هیچ گاه از کسی نپرس که دلیل دوست داشتنش را به تو بگوید چون هیچوقت دلیل اصلی دوست داشتن تو را نمیگوید تنها با کلمات بازی میکند

.

     فراموش نکن که وظیفه ی تو این نیست که دیگران را وادار به دوست داشتن کنی,بلکه وظیفه ی تو آن است که دیگران را دوست بداری.

 

انسانها را همانطور که هستند بپذیرید نه آنطور که میخواهید باشند.

 

    یادت باشد خداوند قلب هایمان را تنها برای دوست داشتن خلق کرده نه چیز دیگر.


نويسنده: غریبه مورخ: چهارشنبه 25 بهمن1385 در ساعت: 4:15 PM
|+|
السلام علیک یا اباعبدالله

ای پادشه خوبان داداز غم تنهایی

دل بی توبه جان آمدوقت است که بازآیی

یه سلام گرم وصمیمی به همه ی دوستای غریبه که هیچوقت منو تنها نگذاشتند.راستش

 تصمیم داشتم دیگه ننویسم اما دلم طاقت نیاورد ویه بار دیگه برگشتم.تحفه ی درویش را از من

 حقیر قبول کنین.

اول کلامم به نام خدا و بعد ایام جانسوز شهادت سالار تمام شهیدان وهفتادو دوتن از یاران

باوفای ایشان را به شما تسلیت میگم .امیدوارم در پس تعزیه,با تزکیه نفس دشمن خدا را ناامید

 کرده باشیم,اما نه برای لحظه ای.ما آدما نمیتونیم بگیم که از هوای نفس عاری هستیم وپاک

پاکیم.هرکس جز امام زمان در حال حاضر این ادعا را بکند خود کیفری بس بزرگ دارد.راستش

 اول که اومدم بنویسم میخواستم از دلم بگم اما همینجوری نوشتم و در آخر دیدم 180درجه فرق

 کرد.خوب اینم یه جورشه.ایشالله دل باشه واسه پست بعدی.

این چند روزه تو مجالس عزاداری شرکت کردیم,گونه خیس کردیم وسینه سرخ.دلمون رو از

 

 هوای نفس پاک کردیم وبه یاد آنان که به خاطر اسلام جنگیدند عزاداری کردیم.

 

اما تو این پست میخوام چند تا از چیزایی که شنیدم رو به شما هم بگم که بالشخصه روی من

 

خیلی تاثیر گذاشت.

اولین ومهمترینش این بود که در نهج البلاغه آمده به هیچکس اعتماد نکن,به هیچکس ایمان

 

 نداشته باش,به هیچکس تکیه نکن,از هیچکس حاجتی طلب نکن و بالاخره به هیچکس و هیچ

 

 چیز دل نبند جز به خدای یکتا.این وصیتی هست که حضرت علی (ع)به یارانشان کرده اند

 

 برای پیروز ورستگار شدن.

 

حالا دوستای گلم بیاین تو همین یه سخن که تازه کلی گفتم چون شنیدنش من رو به این واداشت

 

 که کتاب نهج البلاغه رو گرفتم تمامش رو مطالعه کردم تا اون خطبه رو پیدا کردم واصل

 

مطلبشو خوندم.وقتی فکر میکنم میبینم ما مسلمونا اگه فقط و فقط به همین یه سخن عمل کنیم

 

 دنیا و آخرتمون تضمینه.چه بسا تو زندگیمون پیش اومده چیزی رو از کسی خواستیم که بهمون

 

 جواب رد دادن یا در توانشون نبوده.به کسان و چیزهایی دل بستیم که به یک چشم به هم زدن

 

از کفمان رفته.تکیه گاهمون رو مواردی قرار دادیم که خودشونم مشکل دارن.اعتماد به دنیا

 

ودنیایی که دیگه آثارش هویداست و ایمان هم که به جز خدا شرک مطلق است.

 

به این فکر میکنم که پیامبران و امامان ما چه مصیبتها و رنجهایی کشیده اندو چه هزینه هایی

 

دادن که ما حالا راست راست راه بریم,بهمون بگن مسلمون وفقط خدا میدونه وخلوتمون.وقتی

 

آشکارش اینه وای به حال خفای آدما.نه حجاب سرمون میشه,نه ناموس,نه غیرت,نه

 

آدمیت.وقتی توعزاداری امام حسین بعضی و البته عدهی کمی از پسرا جوری اومدن که اگه یه لباس مشکی هم نمیپوشیدند

 

 فکر میکردی امشب عروسیشونه یاعده ی محدودی از دخترا که فکر نکنم تو جشنهاشونم به این خوشتیپی

 

باشن.نمیگم به قول بچه ها مذهبی خشکم اما به نظر من هر چیزی یه حرمتی داره و یه آدابی

 

برای به جا آوردن اون حرمت.نمیدونم شما هم با من هم عقیده این یا شایدم با من مخالفین.اما

 

این مطلب ادامه داره....


 

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

 

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

 

 


 

 و اینم بگم دوستای گلم که باعث سوءتفاهم بعضیها شده بود من تو این پست نه نصیحت کردم نه امر به معروف.فقط چیزی که دیدم یا شنیدم رو نوشتم.خدا کنه منم لیاقت خوب بودن رو داشته باشم.من نگفتم خوبم.از خودم تعریف نکردم.منم مثل هزار تا آدم دیگه هم گناه کردم هم ثواب که توضیح بیشتر میشه شخصی.اما تنها کاری که تو عمرم کردم هیچوقت حتی راجع به دشمن خونی خودم هم قضاوت نکردم که خوبه یا بده .یعنی این عمل رو کمال خود بزرگ بینی میدونم.فدای شما.علی یارتون.

 

                    


نويسنده: غریبه مورخ: چهارشنبه 11 بهمن1385 در ساعت: 10:52 PM
|+|
زندگی دوباره

برو بمیر دیگه دوستت ندارم

شدی سیاهی واسه روزگارم

دیگه نمیخوام واسه بی وفائیت

مثل یه ابری بشم و ببارم

برو بمیر که دیگه عاشقت رفت

رفت تا یه دنیای دیگه بسازه

دیگه نمیخواد توی راه عشقت

دل به هر بی سروپا ببازه

خیلی ساده جای عشقت تو دلم نفرتو کاشتی

همه هستیمو گرفتی واسه من چیزی نذاشتی

مثل یه درد تو وجودم تو تموم تارو پودم

واسه اینه که تو قلبت من برات بازیچه بودم

چرا همیشه دلامون گرفته است؟چرا به خودمون نمیایم؟مگه ما چی کم داریم؟چی از مرام و معرفت واسه بی معرفتا کم گذاشتیم.واسه کسایی که واژه عشقو مسخره میکنن.واسه کسایی ناراحتیم که حتی به این فکر نمیکنن که شاید تو عمرشون یه بار دلی رو شکسته باشن.چرا قدر لحظه هامون رو نمیدونیم.تموم لحظاتمون یا دلمونو شکستن یا تو عالم هپروتیم.چرا فکر نمیکنیم که هممون مسافریم تو این دو روز زندگی.بازیچه ی سرنوشت که هر جا دلش بخواد ما رو میبره.یه روز عاشقیم یه روز فارغ.یه روز تو اوج و روز دیگه اصلا نیستیم.یکی هر چی بهش میگی درکت نمیکنه یکی دیگه که برات بی تفاوته وقتی بهش میگی نه /جلو خودت بغضش میترکه و شروع میکنه به گریه کردن .یکی دیگه که اصلا نمیشناسیش تو رو میخواد اما تو دلت یه جای دیگه ست.یکی که تو حرفی نداری بقیه مخالفن.جالب اینه که اونی تو عاشقشی هیچوقت تو رو نمیخواد.اینجاست که میفهمی نه تو مشکل داری نه دل اون.شدی بازیچه سرنوشت که دائم بازیت میده و بعدم بهت میخنده.یکی یه لحظه از یادت نمیره یکی یه لحظه از یادش نمیری.گاهی اتفاقی اونقد دنبالت میاد تا بهت برسه اما اون چیزی که میخوای هیچوقت نمیشه.اما اگه دلمون میگیره به خدا تقصیر خودمون نیست گاهی آدم خسته میشه.رسیدن تو واژه نامه ی دنیا هیچ معنی نداره.هنوز یه قضیه جالبتر هم هست اونی که تو عاشقشی خودش دلش یه جایی گیر بود اما اونم نرسید.سرزنشش نمیکنم آخه درکش میکنم.گاهی وقتا دلم واسش میسوزه.میگم نکنه این دردی که من دارم اونم داره.نکنه اونم یکی دلشو شکسته.بیشتر از خودم واسه اون دلتنگم آخه هم درکش میکنم هم دوسش دارم.واسه اونی هم که دوسم داره متاسفم میگم نکنه به همون اندازه که من عشقمو دوست دارم اونم منو دوست داره.میدونم الان میگی چه شیر تو شیری شد.اما اگه فکر کنی میبینی حقیقت همینه.اما یه تصمیم.دوستای من بیاین حال این سرنوشتو بگیریم.اون میخواد اسیر باشیم ما نذاریم.اون میخواد ما رو بازی بده ما نذاریم.چرا اون به ما بخنده؟یه بارم ما به اون بخندیم.هر کی میخواد حالشو بگیره بسم الله.اولین قدم نذار غم بهت غلبه کنه.دومین قدم سنگ شو نذار اسیر بشی.اگر هم خواستی نرم بشی یه لایقشو پیدا کن.


نويسنده: غریبه مورخ: سه شنبه 21 آذر1385 در ساعت: 9:10 AM
|+|
راز و نیاز

به نام خدایی که امید زندگی را به من بخشید.

 

امام رضا (ع) میفرمایند:"آدمی عابد نباشد مگرآنکه بردبار باشد پس بر

 

شما باد به صبر,زیرا فرج بعد از ناامیدی می آید."

 

شده تا حالا پنجشنبه شبها خودتو غرق نیاز برای نیایش با خدا ببینی.بری

 

کتاب دعا رو برداری و شروع کنی به خوندن فضائل شب جمعه.میدونید

 

اونجا نوشته که هر کی شب جمعه رو تا صبح بیدار بمونه و نماز شب

 

بخونه وبا خدای خودش راز و نیاز کنه هنوزاذان صبح را نگفتن خدای

 

بزرگ حاجتشو رو بهش عطا میکنه.

 

 شب جمعه بود.به خدا گفتم خدایا!تو گفتی که من خوشی رو نیافریدم

 

و در عجبم که چرا بنده هام دنبالش میگردن.اما خودت گفتی زندگی یه

 

امانته که بنده هام موظفند که ازش به خوبی مراقبت کنن.خودت گفتی

 

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.خودت گفتی که حتی گناهانتون هم را به

 

هیچ کس جز من  اعتراف نکنید.

 

حالا من بنده ی تو اومدم باهات حرف بزنم.هر کس هر چی اسمشو

 

میخواد بذاره.اعتراف /درددل/راز ونیاز.همیشه جوابمو دادی.بی برو

 

برگشت.اینو احساس کردم.تو وجودم اینو حس کردم که به حرفهام گوش

 

دادی وکمکم کردی.تا حالا تو زندگیم به هیچکس جز تو امیدی

 

نداشتم.شنیدم میگن اگه یکی بهت امید داشته باشه نو ناامیدش نمیکنی.

 

دست رد فقط مخصوص زمینی هاست.

 

الهی من بدم اما تو خوبی       یقین دارم که ستارالعیوبی

   

  الهی با بدان هم بد نکردی        گدای نیمه شب را رد نکردی

 

به این معتقدم که خدایی که هر گوشه ای را نگاه میکنی یه نشونی از هنر

 

و قدرتشو میبینی هر کاری رو میتونه انجام بده.حتی یه جوری که عبد

 

خودشم نمیفهمه چی شد.اما لازمه ی کمک تو صبر منه.به یاری تو

 

امیدوارم که بتونم صابر خوبی باشم.

 

به تماشا سوگند

         و به آغاز کلام  

                  که اگر باز آیی

                      چشم من فرش قدمهای تو است


اینم یه آهنگ قشنگ ازمریم حیدرزاده به تو رسیدن



میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من

میدونم دوسم نداری حتی قد یه قناری

اما روح من یه دریاست

پره از موج وتلاطم

ساحلش توئی و موجهاش خنجرهای حرف مردم

آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن

رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن

من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه

سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بیگناهه

تو که چشمای قشنگت خونه صد تا ستارست

تو که لبخند طلائیت واسه من عمر دوبارست

بیا مثل گذشته جز به من به همه شک کن

من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 10 آذر1385 در ساعت: 2:2 PM
|+|
××××تو همونی که دلت داره میگه××××

هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم.مثل دریای من باشه منم چون قایقش باشم.هنوزم در پی اونم که

 

 عمری مرحمم باشه.شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه .هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی

 

باشه.نگاههای پراز مهرش پناه خستگیم باشه.هنوزم در پی اونم که اشکهامو روی گونه م با اون دستهای

 

پرمهرش کنه پاک و بگه جونم...بگه جونم نکن گریه منم اینجا بذار دستاتو تو دستام.تو احساس منو میخوای

 

منم ای وای تو رو میخوام.خدایا!عشق من پاکه.درسته عشقی از خاکه.

 زندگی بی تو چه تلخه.نداشتنت واسم یه درده.نمیدونم چه گناه بزرگی مرتکب شدم که خدا تو رو ازم

گرفت.وقتی بودی دنیا واسم سراسر شادی بود.خنده از لبهام دور نمیشد.خیلی راحت با غمهام کنار می

اومدم.میدونی چرا؟چون یه تکیه گاه مثل تو داشتم.یه مامن.یه کسی که همیشه وقتی پیشش بودم احساس

 آرامش میکردم ویه ذره هم نمیترسیدم.یه کسی که با خنده هاش دنیا را به من میداد.وقتی دلش غصه داشت

و باهام حرف میزد دوست داشتم دستهاشو بگیرم و بگم غصه نخور.یکی هست که خیلی دوست داره و

همیشه باهاته.تو سخت ترین شرائط.اما تو نذاشتی بهت بگم.نذاشتی.هیچوقت فکر نمیکردم اینجوری ازت جدا

بشم.تو با رفتنت دنیای سفید و خوشبختم رو تیره وتار کردی.دیگه قشنگیا مثل اون روزا شادم نمیکنه.روزایی

که به خاطر تو ودیدنت تو برف و بارون/سرماو گرما برام بهشت بود وفقط مهم دیدن تو بود.میدونی چند وقته

ندیدمت؟باهات حرف نزدم؟میدونی چند وقته برام از کارات تعریف نکردی؟میدونی چند وقته غریبه شدی؟این

چند ماه برام چندین سال گذشت.ای کاش خدا فقط یه روز تو رو بهم میداد.اما میدونم که نمیده.چون تو خیلی

وقته منو فراموش کردی.تو گفتی سختیش یکی دو روز اوله س چرا اینقد طول کشید؟خوب نمیشه گله

کرد.خوب لابد قسمت منم این بوده.اشکال نداره.خدا کنه هر جا که هستی بهترینا مال تو باشه.

زبونت یه چیز میگه اما دلت چیز دیگه.خیلی ساده ست تو همونی که دلت داره میگه.

 انشاالله که همیشه هر کاری که میکنید تو اون عرصه پیروز باشین.همیشه به خودت افتخار کن.اگه عاشقی

 اگه ایرانی هستی به خودت افتخار کن که این دو تا موهبت رو خدا بهت داده.حتی اگه بدبختی افتخار کن که

 لایق بودنی.شخصیت داری ویک انسانی .اما اگه خدا را ندیدی هیچوقت به خودت افتخار نکن چون لیاقت

 افتخار رو نداری.اینو بدون تو همیشه بهترینی و آینده میتونه برات به سفیدی برف باشه .تو فقط

بخواه.همین.تو ای آدم میونی هر کدوم از سلولهای مغزت توانایی ذخیره ی میلیونها اطلاعات رو داره.پس

چرا ازش استفاده نمیکنی؟دنبال چی میگردی؟کجا دنبالش میگردی؟سرمایه خیلی بهت نزدیکه.تو هم از این

دنیا سهمی داری پس چرا رایگان اونو از دست میدی؟تو لایق افتخاری پس نذار تلاش نکردن تو باعث

موفقیت دیگران و شکست تو بشه.فقط خودتو باور کن و بگو که میتونی.این تیکه هم ربطی به موضوع

اصلی نداشت اما نوشتم برای اونایی که امسال مثل خودم نشستن درس بخونن یا اینکه درسشونو نیمه

کاره رها کردن.مشکلات زیاده.قبول دارم اما یه جو غیرت میخواد که میدونم تو جوون ایرونی حتما داری.

دوستون دارم تا پست دیگه حق نگهدارتونخدا نگهدار

 


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 26 آبان1385 در ساعت: 3:2 PM
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie