تبليغاتX
شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!


شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!

درد و دل
آثار تاريخي يك عاشق
موضوعات
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
عیدتون مبارک

بهاران آمد و دوباره طبیعت جلوه زیبایی بر خود گرفت.سفیدیها را کنار زد  و سبزی را به ارمغان آورد.دوباره درختان طرح شکوفه بر اندام خود نواختند و چلچله ها از بهار و آمدن روزی نو میسرایند. زمین چهره سرد زمستان را با دستهای بهاریش میزداید و فصلی تازه را به طبیعت هدیه میکند. قصه زندگی دوباره ملون میشود ومژده آغازی دیگر را میدهد.قاصدک بال میگشاید وپهنه ایران عزیز را گلباران میکند.زنده شدن دشت و آراستن آن با آرامش نوید آمدن سالی نو را در گوش دل ندا میدهد. پس با دستی پر ز محبت و عاطفه به استقبالش میرویم.

 

بله دوستای مهربونم منم به سهم خودم از راه رسیدن سال جدید را به شما تبریک میگم و از درگاه ایزد منان موفقیت و سربلندی وسلامتی را برای همه شما خواستارم.

 

امسال سال سگ است. نه تعجب کنید نه بخندید آخه سگ نماد محبت و وفاداری است.

شاید سگ ظاهر زیبایی نداشته باشد اما به حکمت پروردگار در میان تمام حیوانات به وفاداری و محبت مشهور است.

 


نويسنده: غریبه مورخ: یکشنبه 28 اسفند1384 در ساعت: 11:31 PM
|+|
غریب آشنا

 

یه سلام گرم و مهربون به شما که نوشته های منو لایق خوندن میدونید.این آخرین پست از سال ۱۳۸۴ هست که براتون مینویسم.امیدوارم سال ۱۳۸۵ را با یه دنیا از شادی و محبت آغاز کنید.اگه میدونید کسی از شما رنجیده حتما ازش دلجویی کنیدو امسال رو با صمیمیت آغاز کنید.به امید سالی خوش. اما تبریک عید مفصل عید باشه برای بعد.فعلا بریم سراغ مطلب این هفته...

نمیدانم چرا تارهای گیتار زندگی همیشه ساز مخالف را مینوازد و چرا چرخ روزگار اینطور وارونه رقم میخورد. دیگر صدای آواز کبوتر را کسی نمیشنود.انگار پرستوهای خوشبختی به دیاری بس دور کوچ کرده اند.دیگر کسی معنای همدلی را احساس نمیکند.آخر دیگر شاهنامه سخن از عشق نمیگوید.این طلسم بیگانه چیست؟این زندان ناشناس چرا زنجیرازپای بیگناهان عاشق باز نمیکند؟این تبعیدگاه غریب مرا هر دم در خود میشکند.میخواهم خودم را رها از این قیدو بندها کنم.این تبعیدگاه به من آموخت که عشق وعلاقه قلبی دروغی بیش نیست.اماای دوست اگر کبوتر مهاجر را دیدی بگو اگر بالش شکست انتظار دیگه اثر نداره.اگه آسمون آبیو دیدی بگو لبخند ستاره دیگه اثر نداره.اگه آسمون ابری بود بگو اونقدر بباره تا تلافی همه اشکهای منو بکنه.اگه دریا طوفانی بود سلام دل طوفانی منو بهش برسون تا آروم بشه.اگه صحرا گرم و سوزانه بهش بگو قلب من داره آتیش میگیره.ولی اگه عزیز منو دیدی بهش بگو کبوتر مهاجر/ستاره آسمون/اشکهای ابر /وسعت دریا و گرمی صحرا همه و همه فدای یک محبت تو.

همیشه بهترین باشیدو خودتونو خیلی دوست داشته باشید.منم خیلی دوستون دارم.

 


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 26 اسفند1384 در ساعت: 10:30 PM
|+|
گمشده

سلام دوستای خوب و مهربونم.میخواستم وبلاگمو به روز کنم اما چیزی به ذهنم نمیرسید آخه همیشه متنهاش از خودم بود. که یه دفعه امروزوقتی داشتم آهنگ گوش میدادم نظرم به یه آهنگ از سروش جلب شد متنش به دلم نشست گفتم براتون بنویسم.اگه شد آهنگشم براتون میذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.

 

عاشق نبودی تومن عاشقت بودم.درقبله گاه عشق بودی تو معبودم

آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو را خواندم کاش ای هوسبازم با تو نمیماندم

روزی که می گفتی من با تو میمانم روزی که دانستی من بی تو میمیرم

روزی که با عشقت بستی به زنجیرم بازنده من بودم این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم پیش نگاه تو هردم ز چشمانت خواندم کلامی نو

شوق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمیمانم گفتم که میمیرم گفتی که میدانم

باور نمیکردم هرگز جدایی را آن آمدن با شور این بی وفایی را

 

برای شنیدن آهنگ اینجاکلیک کنید

 


نويسنده: غریبه مورخ: چهارشنبه 24 اسفند1384 در ساعت: 0:22 AM
|+|
طوفان
اشک در چشمان من طوفان غم دارد                خنده بر لب میکنم تا کس نداند راز من

نمیدانم خداوند از چه رو روح را در کالبد من قرار داد اما هر چه هست حال رخت بربسته ام تا تنها به سوی خودش بشتابم.دوست دارم بهش بگم خدایا باهام قهر نکن چون تنها رازدار قلب کوچکم تویی. روزی آرزوی دو دست مهربان را در دل میپروراندم اما ندانستم که دیگر هیچ دست مهربانی نیست.سخن او هر گاه بین من و قلبم می آید دیگر تنهایی برایم دنیائیست بی پایان.تنهایی برای من مرحمی بر دل  زخم خورده ام است اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب اثر نمیکند.

همیشه با خود میگفتم که ای کاش باری دیگر شهرزاد قصه ها دفترش را به نام عشق باز میکرد و دوباره شاهزاده ی مهربان عاشق آن دخترک فقیر میشد و کفش آن دخترک دوباره در قصر به جا میماند.اما افسوس که شهرزاد سکوت کرده.آخه تو این زمونه دیگه هیچ نشونی از مجنون دلخسته و فرهاد کوه کن نیست.

رسم نامهربان روزگار اینست جای گلگی نیست آخر باید با زمانه ساخت .اما دلیل این همه بیمهری خود ما هستیم.این ما هستیم که قدرت وفاداری/از خود گذشتگی و محبت را نداریم . سعی میکنیم تا جایی که میشود مورد این سه اصل قرار بگیریم نه آنکه آنرا به دوستدارانمان هدیه دهیم.خداوند مهربان از تمام خوبیهایش ذره ای را در وجود ناچیز ما قرار داده پس چرا سعی نمیکنیم آنها را در خود زنده کنیم.چرا عقاید کورکورانه همیشه باید همانند سنگی بزرگ ما را از رسیدن به خوشبختی منع کند؟چرا به خاطر آن خوشبختی نمی آییم همت کنیم و ذره ذره آن سنگ را متلاشی کنیم؟و هزاران چرای دیگر که در این زمانه همچنان باید چرا باقی بماند تا کسی پیدا شود و این طلسم را در هم بشکند.

همیشه دوستتان دارم  یاری حق همیشه همراهتان

 


نويسنده: غریبه مورخ: پنجشنبه 18 اسفند1384 در ساعت: 11:53 PM
|+|
دلم گرفته آسمون

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

چندین دل در پی هم به فراموشی سپردنت و تو طعم تلخ فراموش شدن را چشیدی اما اینبار که کسی آمد که فراموش کردنت را باور نداردتو خود او را محکوم به فراموش کردن و فراموش شدن کردی.اما دل کوچکم هیچگاه وسعت دل دریائیت را فراموش نمیکند.به خود میبالم که پس از صبرو صبروبازم صبرکسی را یافتم دلی را شناختم که لایق شناختن و ماندن بودتوانستم قلب پاک و مهربانی بیابم که ارزش دوست داشتن را در وجودش حس کردم.حال ندامت را به قلبم راه نمیدهم چون رفتنش هم نشانی از قلب مهربانش است.

 

در آخر تنها نیازم به درگاه معبود ازلی سلامتی/شادکامی وموفقیت تمام کسانی که اگر در دنیا یکی هستند برای یک نفر یک دنیایند واینکه ای کاش دوباره روزی ...

 

 


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 12 اسفند1384 در ساعت: 1:15 AM
|+|
حکایت دریا

   






نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 5 اسفند1384 در ساعت: 4:2 PM
|+|
یه عکس عشقولانه


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 5 اسفند1384 در ساعت: 1:7 AM
|+|
آهای بی وفا ....
سلام دوستای خوبم.منو ببخشید که چند روزیه به روز نکردم آخه خیلی حالم بد بود.امیدوارم پوزش منو پذیرا باشید.گفتم اگه یه خورده باهاتون درد دل کنم بد نباشه.خوب دیگه زیاد حرف نمیزنم.بریم سراغ مطلب امروز.

مینویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد.با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد. مینویسم همه هق هق تنهایی را تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی.تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی و به حریم خلوت عشق تو تنها برسی.مینویسم همه با تو نبودن ها را تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری.ولی افسوس میسوزاند این شکسته بال را غصه دل مهربانی که به من ندادی راه میافتم تو این جاده بی مقصد به امید روزی که آرام بگیرم.اما هزار افسوس که انگار آرامش با من سالهاست غریبه است .دوست داشتم دوستم داشته باشی اما حتی صدای شکستنم را نشنیدی.در خانه گاه دلم چند صباحی اتراق کردی و با رفتنت خانه تنهای دلم را تنهاتر و خسته تر از همیشه کردی.ای کاش همان روز اول میدانستم که تو فقط مسافری و روزی از دل خسته ام میگذری.

 

همیشه دوستتون دارم


نويسنده: غریبه مورخ: پنجشنبه 4 اسفند1384 در ساعت: 11:32 PM
|+|
دوست داشتن از عشق برتر است.
بله درسته دوست داشتن از عشق برتر است چون دوست داشتن عاقلانه و منطقیه اما عشق منطق نمیشناسه.وقتی یکیو دوست داری همه چیزو برای اون میخوای اما وقتی عاشقی اونو برای خودت میخوای.اگه یکیو واقعا دوست داشته باشی هر جا که هست وبا هر کی هست اگه راحته تو هم راحتی اما عاشق معشوقشو فقط برای خودش و کنار خودش میخوادو اگر بفهمه که معشوقش عاشق دیگریه در صدد انتقام بر میاد.انسان با یک نگاه عاشق میشه.و عقل در تصمیم گیری او هیچ تاثیری نداره اما دوست داشتن چون به مرور زمان پیش میاد کاملا عاقلانه است.عشق در زمان جدایی گرمای زیادی به عاشق میده اما وقتی وصال میسر شد و پای عقل و زندگی به میان آمد کم کم این حرارت سرد میشه و دیگه احساسی بین آنها نمیماند.اما در دوست داشتن چون با عقل شروع شده و زندگی هم بر پایه منطق و عقل است پس این دو با هم سازگارندو اگر وصالی پیش بیاید پایدار و محکم است.اکثر همسران دنیا همدیگر را دوست دارند و هر روز که میگذرد پایه های دوست داشتنشان محکمتر میشود اما عاشق نیستند .برای یکدیگر میمیرند اما دلیلش آن است که خیلی یکدیگر را دوست دارند.<اما این نکته را نیز بگویم که تنها راه پایداری عشق ناکام ماندن عاشق نسبت به معشوق است.>...

اگر خدا بخواهد در لینکهای آینده بازم راجع به این موضوع میگم.


نويسنده: غریبه مورخ: دوشنبه 1 اسفند1384 در ساعت: 11:59 PM
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie