|
مژده رحمت
هاتفی ازگوشه میخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کار خویش مژده رحمت برساند سروش
این خرد خام به میخانه بر تا می لعل آوردش خون بجوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته سر بسته چه دانی خموش
گوش من وحلقه گیسوی یار روی من وخاک در می فروش
رندی حافظ نه گناهیست صعب با کرم پادشه عیب پوش
داور دین شاه شجاع آنکه کرد روح قدس حلقه امرش بگوش
ای ملک العرش مرادش بده وز خطر چشم بدش دار گوش
به نام هستی بخش آفرینش
وقتی آدم فکر میکنه که تو زندگیش چی بوده و میخواسته چی باشه از خودش و همه دنیا ناامید
میشه.البته اینم بگم که اگه فکر کنه که میخواد چی باشه خوبه ها.چون مربوط به آینده است.
زندگی میتونه با هیچ چیز همه چیز باشه و بالعکسش.فقط اگه راضی باشه.وقتی یکی باشه که
امید زندگی رو بهت بده. زندگی مادیات زیاد نمیخواد.با اطرافیان هم میشه کنار اومد.مخصوصا
برای ما که اینجوری بزرگ شدیم و عادت داریم به ساز مخالف.این زندگی فقط دو تا جنگنده
خوب میخواد که با هم تمام سنگها رو از سر راهشون بردارن.مشکل میدونی چیه؟این که یکی
اعلام آمادگی کنه و اون یکی بترسه و شونه خالی کنه.ای خدا اگه نمیترسید و قدرت ریسک
داشت چه آرامشی با هم بعد از این مبارزه داشتند.یه شروع عاشقونه برای رسیدن به هدف که
همون خوشبختیه.برای یه عمر کنار هم بودن.غمخوار همدیگه بودن.شریک شادیها ورفیق غمهای
همدیگه بودن.من همه این توشه ها رو برداشتم که راهمو شروع کنم اما... .
میدونی به چی فکر میکنم ؟ اینکه وقتی بعد از سالها همدیگه رو میبینیم به این نتیجه میرسیم که
این زندگی با همه بدیها و خوبیها وپستی وبلندیش گذشته و چرا نتونستیم لحظه هایی که با
یکی دیگه ساده گذروندیم اون لحظه ها رو عاشقونه با هم بسازیم و سپری کنیم که الان که کنار
هم میشینیم به جوونیمون و روزهای خوب و بد..البته بد که نه ناخوشایند و مبارزه هامون برای
مواظبت از احساس و عشقمون فکر کنیم و احساس رضایت کنیم.ما چه به هم برسیم یا نه
میگذره اما به نظر من به هدفمون برسیم و پشیمون بشیم بهتر از اینه که نرسیم و پشیمون
بشیم.دردسرها و مشکلات اطرافیان و مخالفتهاشون یه مدت کوتاهه و کم کم کمرنگ میشه. مهم
اینه که یه عمر عاشقونه زندگی کنیم با هم و مشکلاتمون رو به دور از غرور و تعصب حل کنیم و
ثابت کنیم که میشه.خواستن توانستنه. وقتی با این هدف راهمون رو شروع کردیم و همدیگه رو
تنها نگذاشتیم مطمئنا خدا هم کمکمون میکنه.
این مطلب رو برای اونایی نوشتم که ناامیدن و آیه ی
یاًس میخونن.برای اونایی که از مواجه با
مشکلات میترسن.برای اونایی که فکر میکنن نمیشه مبارزه کرد.  
البته اینم بگم مشکل من و اونی که دوسش دارم اینه
که اون نمیخواد. وگرنه اگه بخواد کاری بکنه نه میترسه
نه میگه نمیتونم.بالعکس اراده زیادی تو انجام کارهایی
که میخواد بکنه داره.
بله اینم از ما و عشق و زندگی. 
و یه چیز دیگه اینکه من کلی صحبت کردم و ترجیح دادم
راجع به منظورم حول مشکلات عاشقا
بچرخم.
(علی یارتون.حق نگهدارتون.عاشق باشین تا عاشقتون باشن)

|