تبليغاتX
شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!


شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!

درد و دل
آثار تاريخي يك عاشق
موضوعات
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
××××تو همونی که دلت داره میگه××××

هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم.مثل دریای من باشه منم چون قایقش باشم.هنوزم در پی اونم که

 

 عمری مرحمم باشه.شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه .هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی

 

باشه.نگاههای پراز مهرش پناه خستگیم باشه.هنوزم در پی اونم که اشکهامو روی گونه م با اون دستهای

 

پرمهرش کنه پاک و بگه جونم...بگه جونم نکن گریه منم اینجا بذار دستاتو تو دستام.تو احساس منو میخوای

 

منم ای وای تو رو میخوام.خدایا!عشق من پاکه.درسته عشقی از خاکه.

 زندگی بی تو چه تلخه.نداشتنت واسم یه درده.نمیدونم چه گناه بزرگی مرتکب شدم که خدا تو رو ازم

گرفت.وقتی بودی دنیا واسم سراسر شادی بود.خنده از لبهام دور نمیشد.خیلی راحت با غمهام کنار می

اومدم.میدونی چرا؟چون یه تکیه گاه مثل تو داشتم.یه مامن.یه کسی که همیشه وقتی پیشش بودم احساس

 آرامش میکردم ویه ذره هم نمیترسیدم.یه کسی که با خنده هاش دنیا را به من میداد.وقتی دلش غصه داشت

و باهام حرف میزد دوست داشتم دستهاشو بگیرم و بگم غصه نخور.یکی هست که خیلی دوست داره و

همیشه باهاته.تو سخت ترین شرائط.اما تو نذاشتی بهت بگم.نذاشتی.هیچوقت فکر نمیکردم اینجوری ازت جدا

بشم.تو با رفتنت دنیای سفید و خوشبختم رو تیره وتار کردی.دیگه قشنگیا مثل اون روزا شادم نمیکنه.روزایی

که به خاطر تو ودیدنت تو برف و بارون/سرماو گرما برام بهشت بود وفقط مهم دیدن تو بود.میدونی چند وقته

ندیدمت؟باهات حرف نزدم؟میدونی چند وقته برام از کارات تعریف نکردی؟میدونی چند وقته غریبه شدی؟این

چند ماه برام چندین سال گذشت.ای کاش خدا فقط یه روز تو رو بهم میداد.اما میدونم که نمیده.چون تو خیلی

وقته منو فراموش کردی.تو گفتی سختیش یکی دو روز اوله س چرا اینقد طول کشید؟خوب نمیشه گله

کرد.خوب لابد قسمت منم این بوده.اشکال نداره.خدا کنه هر جا که هستی بهترینا مال تو باشه.

زبونت یه چیز میگه اما دلت چیز دیگه.خیلی ساده ست تو همونی که دلت داره میگه.

 انشاالله که همیشه هر کاری که میکنید تو اون عرصه پیروز باشین.همیشه به خودت افتخار کن.اگه عاشقی

 اگه ایرانی هستی به خودت افتخار کن که این دو تا موهبت رو خدا بهت داده.حتی اگه بدبختی افتخار کن که

 لایق بودنی.شخصیت داری ویک انسانی .اما اگه خدا را ندیدی هیچوقت به خودت افتخار نکن چون لیاقت

 افتخار رو نداری.اینو بدون تو همیشه بهترینی و آینده میتونه برات به سفیدی برف باشه .تو فقط

بخواه.همین.تو ای آدم میونی هر کدوم از سلولهای مغزت توانایی ذخیره ی میلیونها اطلاعات رو داره.پس

چرا ازش استفاده نمیکنی؟دنبال چی میگردی؟کجا دنبالش میگردی؟سرمایه خیلی بهت نزدیکه.تو هم از این

دنیا سهمی داری پس چرا رایگان اونو از دست میدی؟تو لایق افتخاری پس نذار تلاش نکردن تو باعث

موفقیت دیگران و شکست تو بشه.فقط خودتو باور کن و بگو که میتونی.این تیکه هم ربطی به موضوع

اصلی نداشت اما نوشتم برای اونایی که امسال مثل خودم نشستن درس بخونن یا اینکه درسشونو نیمه

کاره رها کردن.مشکلات زیاده.قبول دارم اما یه جو غیرت میخواد که میدونم تو جوون ایرونی حتما داری.

دوستون دارم تا پست دیگه حق نگهدارتونخدا نگهدار

 


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 26 آبان1385 در ساعت: 3:2 PM
|+|
مژده رحمت

مژده رحمت

هاتفی ازگوشه میخانه دوش     گفت ببخشند گنه می بنوش

 

لطف الهی بکند کار خویش     مژده رحمت برساند سروش

 

این خرد خام به میخانه بر         تا می لعل آوردش خون بجوش

 

 گرچه وصالش نه به کوشش دهند      هر قدر ای دل که توانی بکوش

 

       لطف خدا بیشتر از جرم ماست          نکته سر بسته چه دانی خموش

 

   گوش من وحلقه گیسوی یار           روی من وخاک در می فروش

 

                  رندی حافظ نه گناهیست صعب        با کرم پادشه عیب پوش

 

    داور دین شاه شجاع آنکه کرد        روح قدس حلقه امرش بگوش

 

    ای ملک العرش مرادش بده            وز خطر چشم بدش دار گوش 

 

به نام هستی بخش آفرینش

 

وقتی آدم فکر میکنه که تو زندگیش چی بوده و میخواسته چی باشه از خودش و همه دنیا ناامید

 

 میشه.البته اینم بگم که اگه فکر کنه که میخواد چی باشه خوبه ها.چون مربوط به آینده است.

 

زندگی میتونه با هیچ چیز همه چیز باشه و بالعکسش.فقط اگه راضی باشه.وقتی یکی باشه که

 

امید زندگی رو بهت بده. زندگی مادیات زیاد نمیخواد.با اطرافیان هم میشه کنار اومد.مخصوصا

 

برای ما که اینجوری بزرگ شدیم و عادت داریم به ساز مخالف.این زندگی فقط دو تا جنگنده

 

خوب میخواد که با هم تمام سنگها رو از سر راهشون بردارن.مشکل میدونی چیه؟این که یکی

 

اعلام آمادگی کنه و اون یکی بترسه و شونه خالی کنه.ای خدا اگه نمیترسید و قدرت ریسک

 

داشت چه آرامشی با هم بعد از این مبارزه داشتند.یه شروع عاشقونه برای رسیدن به هدف که

 

همون خوشبختیه.برای یه عمر کنار هم بودن.غمخوار همدیگه بودن.شریک شادیها ورفیق غمهای

 

همدیگه بودن.من همه این توشه ها رو برداشتم که راهمو شروع کنم اما...  .

 

میدونی به چی فکر میکنم ؟ اینکه وقتی بعد از سالها همدیگه رو میبینیم به این نتیجه میرسیم که

 

این زندگی با همه بدیها و خوبیها وپستی وبلندیش گذشته و چرا نتونستیم   لحظه هایی که با

 

یکی دیگه ساده گذروندیم اون لحظه ها رو عاشقونه با هم بسازیم و سپری کنیم که الان که کنار

 

هم میشینیم به جوونیمون و روزهای خوب و بد..البته بد که نه ناخوشایند و مبارزه هامون برای

 

مواظبت از احساس و عشقمون فکر کنیم و احساس رضایت کنیم.ما چه به هم برسیم یا نه

 

میگذره اما به نظر من به هدفمون برسیم و پشیمون بشیم بهتر از اینه که نرسیم و پشیمون

 

بشیم.دردسرها و مشکلات اطرافیان و مخالفتهاشون یه مدت کوتاهه و کم کم کمرنگ میشه. مهم

 

اینه که یه عمر عاشقونه زندگی کنیم با هم و مشکلاتمون رو به دور از غرور و تعصب حل کنیم و

 

ثابت کنیم که میشه.خواستن توانستنه. وقتی با این هدف راهمون رو شروع کردیم و همدیگه رو

 

تنها نگذاشتیم مطمئنا خدا هم کمکمون میکنه.

 

این مطلب رو برای اونایی نوشتم که ناامیدن و آیه ی

 

یاًس میخونن.برای اونایی که از مواجه با

 

مشکلات میترسن.برای اونایی که فکر میکنن نمیشه مبارزه کرد.

 

البته اینم بگم مشکل من و اونی که دوسش دارم اینه

 

که اون نمیخواد. وگرنه اگه بخواد کاری بکنه نه میترسه

 

نه میگه نمیتونم.بالعکس اراده زیادی تو انجام کارهایی

 

که میخواد بکنه داره.

 

بله اینم از ما و عشق و زندگی.

و یه چیز دیگه اینکه من کلی صحبت کردم و ترجیح دادم

 

راجع به منظورم حول مشکلات عاشقا

 

بچرخم.

 

(علی یارتون.حق نگهدارتون.عاشق باشین تا عاشقتون باشن)

 


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 12 آبان1385 در ساعت: 3:33 PM
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie