تبليغاتX
شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!


شراب مستانه ام کجاست ساقی؟؟؟!!!!

درد و دل
آثار تاريخي يك عاشق
موضوعات
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
زندگی دوباره

برو بمیر دیگه دوستت ندارم

شدی سیاهی واسه روزگارم

دیگه نمیخوام واسه بی وفائیت

مثل یه ابری بشم و ببارم

برو بمیر که دیگه عاشقت رفت

رفت تا یه دنیای دیگه بسازه

دیگه نمیخواد توی راه عشقت

دل به هر بی سروپا ببازه

خیلی ساده جای عشقت تو دلم نفرتو کاشتی

همه هستیمو گرفتی واسه من چیزی نذاشتی

مثل یه درد تو وجودم تو تموم تارو پودم

واسه اینه که تو قلبت من برات بازیچه بودم

چرا همیشه دلامون گرفته است؟چرا به خودمون نمیایم؟مگه ما چی کم داریم؟چی از مرام و معرفت واسه بی معرفتا کم گذاشتیم.واسه کسایی که واژه عشقو مسخره میکنن.واسه کسایی ناراحتیم که حتی به این فکر نمیکنن که شاید تو عمرشون یه بار دلی رو شکسته باشن.چرا قدر لحظه هامون رو نمیدونیم.تموم لحظاتمون یا دلمونو شکستن یا تو عالم هپروتیم.چرا فکر نمیکنیم که هممون مسافریم تو این دو روز زندگی.بازیچه ی سرنوشت که هر جا دلش بخواد ما رو میبره.یه روز عاشقیم یه روز فارغ.یه روز تو اوج و روز دیگه اصلا نیستیم.یکی هر چی بهش میگی درکت نمیکنه یکی دیگه که برات بی تفاوته وقتی بهش میگی نه /جلو خودت بغضش میترکه و شروع میکنه به گریه کردن .یکی دیگه که اصلا نمیشناسیش تو رو میخواد اما تو دلت یه جای دیگه ست.یکی که تو حرفی نداری بقیه مخالفن.جالب اینه که اونی تو عاشقشی هیچوقت تو رو نمیخواد.اینجاست که میفهمی نه تو مشکل داری نه دل اون.شدی بازیچه سرنوشت که دائم بازیت میده و بعدم بهت میخنده.یکی یه لحظه از یادت نمیره یکی یه لحظه از یادش نمیری.گاهی اتفاقی اونقد دنبالت میاد تا بهت برسه اما اون چیزی که میخوای هیچوقت نمیشه.اما اگه دلمون میگیره به خدا تقصیر خودمون نیست گاهی آدم خسته میشه.رسیدن تو واژه نامه ی دنیا هیچ معنی نداره.هنوز یه قضیه جالبتر هم هست اونی که تو عاشقشی خودش دلش یه جایی گیر بود اما اونم نرسید.سرزنشش نمیکنم آخه درکش میکنم.گاهی وقتا دلم واسش میسوزه.میگم نکنه این دردی که من دارم اونم داره.نکنه اونم یکی دلشو شکسته.بیشتر از خودم واسه اون دلتنگم آخه هم درکش میکنم هم دوسش دارم.واسه اونی هم که دوسم داره متاسفم میگم نکنه به همون اندازه که من عشقمو دوست دارم اونم منو دوست داره.میدونم الان میگی چه شیر تو شیری شد.اما اگه فکر کنی میبینی حقیقت همینه.اما یه تصمیم.دوستای من بیاین حال این سرنوشتو بگیریم.اون میخواد اسیر باشیم ما نذاریم.اون میخواد ما رو بازی بده ما نذاریم.چرا اون به ما بخنده؟یه بارم ما به اون بخندیم.هر کی میخواد حالشو بگیره بسم الله.اولین قدم نذار غم بهت غلبه کنه.دومین قدم سنگ شو نذار اسیر بشی.اگر هم خواستی نرم بشی یه لایقشو پیدا کن.


نويسنده: غریبه مورخ: سه شنبه 21 آذر1385 در ساعت: 9:10 AM
|+|
راز و نیاز

به نام خدایی که امید زندگی را به من بخشید.

 

امام رضا (ع) میفرمایند:"آدمی عابد نباشد مگرآنکه بردبار باشد پس بر

 

شما باد به صبر,زیرا فرج بعد از ناامیدی می آید."

 

شده تا حالا پنجشنبه شبها خودتو غرق نیاز برای نیایش با خدا ببینی.بری

 

کتاب دعا رو برداری و شروع کنی به خوندن فضائل شب جمعه.میدونید

 

اونجا نوشته که هر کی شب جمعه رو تا صبح بیدار بمونه و نماز شب

 

بخونه وبا خدای خودش راز و نیاز کنه هنوزاذان صبح را نگفتن خدای

 

بزرگ حاجتشو رو بهش عطا میکنه.

 

 شب جمعه بود.به خدا گفتم خدایا!تو گفتی که من خوشی رو نیافریدم

 

و در عجبم که چرا بنده هام دنبالش میگردن.اما خودت گفتی زندگی یه

 

امانته که بنده هام موظفند که ازش به خوبی مراقبت کنن.خودت گفتی

 

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.خودت گفتی که حتی گناهانتون هم را به

 

هیچ کس جز من  اعتراف نکنید.

 

حالا من بنده ی تو اومدم باهات حرف بزنم.هر کس هر چی اسمشو

 

میخواد بذاره.اعتراف /درددل/راز ونیاز.همیشه جوابمو دادی.بی برو

 

برگشت.اینو احساس کردم.تو وجودم اینو حس کردم که به حرفهام گوش

 

دادی وکمکم کردی.تا حالا تو زندگیم به هیچکس جز تو امیدی

 

نداشتم.شنیدم میگن اگه یکی بهت امید داشته باشه نو ناامیدش نمیکنی.

 

دست رد فقط مخصوص زمینی هاست.

 

الهی من بدم اما تو خوبی       یقین دارم که ستارالعیوبی

   

  الهی با بدان هم بد نکردی        گدای نیمه شب را رد نکردی

 

به این معتقدم که خدایی که هر گوشه ای را نگاه میکنی یه نشونی از هنر

 

و قدرتشو میبینی هر کاری رو میتونه انجام بده.حتی یه جوری که عبد

 

خودشم نمیفهمه چی شد.اما لازمه ی کمک تو صبر منه.به یاری تو

 

امیدوارم که بتونم صابر خوبی باشم.

 

به تماشا سوگند

         و به آغاز کلام  

                  که اگر باز آیی

                      چشم من فرش قدمهای تو است


اینم یه آهنگ قشنگ ازمریم حیدرزاده به تو رسیدن



میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من

میدونم دوسم نداری حتی قد یه قناری

اما روح من یه دریاست

پره از موج وتلاطم

ساحلش توئی و موجهاش خنجرهای حرف مردم

آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن

رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن

من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه

سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بیگناهه

تو که چشمای قشنگت خونه صد تا ستارست

تو که لبخند طلائیت واسه من عمر دوبارست

بیا مثل گذشته جز به من به همه شک کن

من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن


نويسنده: غریبه مورخ: جمعه 10 آذر1385 در ساعت: 2:2 PM
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie