|
سلام يا شايدم خداحافظ.اما ادب ميگه اول بگم سلام.خوبين دوستاي گلم؟؟؟ من كهاصلا خوب نيستم.حال خوشي برام نمونده.آخه دو ماهي هست كه بزرگترين تكيه گاهم رو از دست دادم.اميدوارم تو سن وسال من اين اتفاق كسي براش نيفته.خوب حرف زيادي واسه گفتن ندارم همينقدر كه بگم حلالم كنيد.ميرمشايد يه روزي دوباره برگشتم.نميدونم.هر چي سرنوشت بخواد.راستي يه صحبت هم با عاشق سرگشته.منو ببخش .نميتونم سد راهت بشم تو برو پي سرنوشتت.هر چي خدا بخواد.اگه قسمت باشه ميشه.اما به خاطر من صبر نكن.امیدوارم منو درک کنی.هر چي خدا بخواد. از دوستای گلم مونا/داداش سعید/روشنک/مهتاب/داداش منصور/داداش احمد و دلنوشته و همه کسایی که منو در جمع وبلاگی و دوستی خودشون پذیرفتن ممنونم و دوسشون دارم.فراموشتون نمیکنم.خوب دوستاي گلم تا يه مدت خدانگهدارتون.مواظب خودتون باشين.
پدر جان ياد آن شبها كه ما را شمع جان بودي
ميان نا اميديها چراغ جاودان بودي
برايت زندگاني گرچه يكسر رنج و سختي بود
بنازم همتت بابا كه تا بودي صبور و مهربان بودي.
   
|