ای پادشه خوبان داداز غم تنهایی
دل بی توبه جان آمدوقت است که بازآیی
یه سلام گرم وصمیمی به همه ی دوستای غریبه که هیچوقت منو تنها نگذاشتند .راستش
تصمیم داشتم دیگه ننویسم اما دلم طاقت نیاورد ویه بار دیگه برگشتم.تحفه ی درویش را از من
حقیر قبول کنین.
اول کلامم به نام خدا و بعد ایام جانسوز شهادت سالار تمام شهیدان وهفتادو دوتن از یاران
باوفای ایشان را به شما تسلیت میگم .امیدوارم در پس تعزیه,با تزکیه نفس دشمن خدا را ناامید
کرده باشیم,اما نه برای لحظه ای.ما آدما نمیتونیم بگیم که از هوای نفس عاری هستیم وپاک
پاکیم.هرکس جز امام زمان در حال حاضر این ادعا را بکند خود کیفری بس بزرگ دارد.راستش
اول که اومدم بنویسم میخواستم از دلم بگم اما همینجوری نوشتم و در آخر دیدم 180درجه فرق
کرد.خوب اینم یه جورشه.ایشالله دل باشه واسه پست بعدی.
این چند روزه تو مجالس عزاداری شرکت کردیم,گونه خیس کردیم وسینه سرخ.دلمون رو از
هوای نفس پاک کردیم وبه یاد آنان که به خاطر اسلام جنگیدند عزاداری کردیم.
اما تو این پست میخوام چند تا از چیزایی که شنیدم رو به شما هم بگم که بالشخصه روی من
خیلی تاثیر گذاشت.
اولین ومهمترینش این بود که در نهج البلاغه آمده به هیچکس اعتماد نکن,به هیچکس ایمان
نداشته باش,به هیچکس تکیه نکن,از هیچکس حاجتی طلب نکن و بالاخره به هیچکس و هیچ
چیز دل نبند جز به خدای یکتا.این وصیتی هست که حضرت علی (ع)به یارانشان کرده اند
برای پیروز ورستگار شدن.
حالا دوستای گلم بیاین تو همین یه سخن که تازه کلی گفتم چون شنیدنش من رو به این واداشت
که کتاب نهج البلاغه رو گرفتم تمامش رو مطالعه کردم تا اون خطبه رو پیدا کردم واصل
مطلبشو خوندم.وقتی فکر میکنم میبینم ما مسلمونا اگه فقط و فقط به همین یه سخن عمل کنیم
دنیا و آخرتمون تضمینه.چه بسا تو زندگیمون پیش اومده چیزی رو از کسی خواستیم که بهمون
جواب رد دادن یا در توانشون نبوده.به کسان و چیزهایی دل بستیم که به یک چشم به هم زدن
از کفمان رفته.تکیه گاهمون رو مواردی قرار دادیم که خودشونم مشکل دارن.اعتماد به دنیا
ودنیایی که دیگه آثارش هویداست و ایمان هم که به جز خدا شرک مطلق است.
به این فکر میکنم که پیامبران و امامان ما چه مصیبتها و رنجهایی کشیده اندو چه هزینه هایی
دادن که ما حالا راست راست راه بریم,بهمون بگن مسلمون وفقط خدا میدونه وخلوتمون.وقتی
آشکارش اینه وای به حال خفای آدما.نه حجاب سرمون میشه,نه ناموس,نه غیرت,نه
آدمیت.وقتی توعزاداری امام حسین بعضی و البته عدهی کمی از پسرا جوری اومدن که اگه یه لباس مشکی هم نمیپوشیدند
فکر میکردی امشب عروسیشونه یاعده ی محدودی از دخترا که فکر نکنم تو جشنهاشونم به این خوشتیپی
باشن.نمیگم به قول بچه ها مذهبی خشکم اما به نظر من هر چیزی یه حرمتی داره و یه آدابی
برای به جا آوردن اون حرمت.نمیدونم شما هم با من هم عقیده این یا شایدم با من مخالفین.اما
این مطلب ادامه داره....
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

و اینم بگم دوستای گلم که باعث سوءتفاهم بعضیها شده بود من تو این پست نه نصیحت کردم نه امر به معروف.فقط چیزی که دیدم یا شنیدم رو نوشتم.خدا کنه منم لیاقت خوب بودن رو داشته باشم.من نگفتم خوبم.از خودم تعریف نکردم.منم مثل هزار تا آدم دیگه هم گناه کردم هم ثواب که توضیح بیشتر میشه شخصی.اما تنها کاری که تو عمرم کردم هیچوقت حتی راجع به دشمن خونی خودم هم قضاوت نکردم که خوبه یا بده .یعنی این عمل رو کمال خود بزرگ بینی میدونم. فدای شما.علی یارتون.
|